العلامة المجلسي

22

حياة القلوب ( فارسي )

پس چون ملائكة آن دو نور را ديدند يكى را أصل يافتند واز آن شعاعى لامع شده بود كه فرع آن بود ، پس گفتند : خداوندا ! اين چه نور است ؟ حق تعالى وحى فرمود بسوى ايشان كه : اين نوري است از نورهاى من كه اصلش پيغمبرى است وفرعش امامت است ، امّا پيغمبرى پس از محمد است بنده ورسول من ، وامّا امامت پس از على است حجت وخليفهء من ، واگر ايشان نمىبودند هيچ يك از خلق را نمىآفريدم « 1 » . ودر حديث معتبر ديگر از آن حضرت منقول است كه حق تعالى خطاب كرد به حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم : اى محمد ! بدرستى كه خلق كردم تو وعلى را نوري يعنى روحي بىبدن پيش از آنكه خلق كنم آسمانها وزمين وعرش ودريا را ، پس پيوسته تهليل وتمجيد مىگفتيد ومرا به يگانگى وعظمت ياد مىكرديد ، پس هر دو روح شما را جمع كردم ويكى نمودم وآن روح مرا به پاكى وبزرگوارى ويگانگى ياد مىكرد ، پس آن روح را به دو قسمت كردم وهر قسمت را به دو قسمت كردم تا محمد وعلى وحسن وحسين بهم رسيدند . پس خلق كرد حق تعالى فاطمه را از نوري تنها ، روحي بىبدن پس آن نور در ما أهل بيت سارى وجارى شد « 2 » . ودر حديث معتبر از حضرت امام محمد تقي عليه السّلام منقول است كه : پيوسته حق تعالى متفرّد بود در يگانگى خود وجز أو احدى نبود ، بعد خلق كرد محمد وعلى وفاطمه را ، وبعد از هزار دهر وروزگار جميع چيزها را آفريد پس ايشان را گواه گرفت بر آفريدن آنها وأطاعت ايشان را بر ساير مخلوقات واجب كرد وأمور خلق را به ايشان گذاشت وايشان هيچ كار نمىخواهند واراده نمىنمايند مگر به مشيّت الهى « 3 » . وبه سند معتبر از حضرت امام حسن عليه السّلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : در بهشت فردوس چشمه‌اى هست از شهد شيرين‌تر واز مسكه نرمتر واز برف خنكتر واز

--> ( 1 ) . معاني الأخبار 351 ؛ علل الشرايع 174 . ( 2 ) . كافى 1 / 440 . ( 3 ) . كافى 1 / 441 .